جاده زندگی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
یک جا در جاده زندگی می ایستی تا کمی استراحت کنی، چایی بخوری، راجع به مقصد کمتر فکر کنی و از جاده لذتش را ببری...همانجا که ایستاده ای با خودت به کارهایی که در مبدا رها کردی تا بعد از برگشتن از استراحت و تفریح انجامشان بدهی هم فکر میکنی و همزمان با خودت تکرار میکنی چه خوب شد که دور شدم...گاهی باید دور...
برای توی گمشده - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
همیشه آخر تمام خوشی ها، بعد از خنده های از ته دل، میان تمام لحظه های شاد کمی حزن می ماند، آن وقت آخر شب که خواسته ام سرم را بر بالشت بگذارم و بخوابم، همان لحظات یکهو همین حزن و اندوه آنقدر زیاد شده است که انگار دلم بخواهد سرم را درون چاه شب کنم و فریاد بزنم، از نبودت حرف بزنم، از خاطرات خیالیم، از خ...
خواستن حتی به قیمت نشدن! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
باید تلاش کرد...برای فهماندن خودت، برای آدم هایی که در زندگی ارزش جنگیدن را دارند، برای تمام آن ها که دوستشان داری...نه!اصلا بگذار اینطور بگویم عاشقشان هستی! امانباید خودت را بچسبانی، نباید کنه زندگیشان بشوی...اصلا گیرم که دل کندن مثال مردن باشد، گیرم که فرو بریزد تمام ابهتت جلوی چشمت با رفتن آدم ها...
زندگی! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
گاهی با خود فکر میکنم اگر زندگی بخواهد یک روز درست مثل همانی بشود که همیشه در ذهنم گمانش را دارم، حتما آن روز باید من مرده باشم ... زندگی یعنی پیش رفتن اما نه به آن شکلی که تو میخواهیش، نه طبق نقشه و آمال و آرزوهایت...برای من زندگی اینطور تعریف شده که همیشه رویا و آرزوهایی برای رسیدن داشته باشم، آنق...
قدر - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
نمیدانم میان این همه شب های قدر چطور تو را به عنوان معجزه از خداوند طلب کنم؟
دعایم کنید. فقط همین... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
داشتم به شب های قدر فکر میکردم، شب های دراز راز و نیاز با خدایت، همان شب هایی که همه فکر میکنند با گریه و زاری یکهو قرار است همه چیز کن فیکون شود و معجزه ای بشود و یکهو بخشیده بشوند و باز از فردایش روز ازنو و روزی از نو... با خودم فکر کردم چطور میخواهی بابت دلی که شکستی؟ ناراحتی که به دیگری روا داشت...
حال آدم گاهی دست خودش نیست... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
حال آدم گاهی حال آن مسافریست که گم شده باشد و در حالی که از مقصد عبور کرده دنبال ایستگاهی بگردد که بتواند سوار قطار بشود و بازگردد...قید مقصد را هم میزند و فقط دلش میخواهد راه را پیدا کند.نقشه اش را دستش میگیرد، تمام مسیر امده را مرور میکند تا بداند کجا کار را اشتباه رفته، از کجا شکست خوردنش شروع شد...
حس خفگی! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
آدم ها یادشان میرود که گاهی در کنار نقش شنونده بودن، سری به نشان تایید تکان بدهند لااقل، واکنشی نشان بدهند، حرفی بزنند...بهترین ارتباط ها از ان همان هاییست که زبانت را بلد باشند، بدانند کی سکوت کنند در قبالت، کی در قبالت حرف بزنند و کی تنها با نگاهشان به تو بفهمانند که میفهمندت...آدم ها برای فهم هم ...
عاشق بزدل - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
میدانی؟ عاشق بزدل عشق را هم لجن مال میکند...بعضی ادم ها میترسند از بدست آوردن زندگی کنار هم...شروع میکنند به تنهایی طی کردن، عاشقی میکنند، یکی را که بدست آوردند، آن وقت موعد رها کردنشان میشود، موعد رها کردن عشقشان در چاهی که صدایش شنیده نشود...چاهی از احساسات فروخورده و حرف هایی که در گلو بغض میشوند...
گاهی های خیلی کم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
بی هیچ بهانه ای گاهی لازم هست اشک بریزی، حتی برای چند لحظه کوتاه کافیه نگاهت رو به آسمون کنی و به خاطر تمام غم های دلت گریه کنی، به خاطر تمام دلتنگی هایی که فرصت نشد بیانشون کنی... گاهی هایی که زیاد اتفاق نمی افتند اما لازمه زندگیند تا احساس سبکی کنی، تا باری از دوشت برداشته شود و حالت بهتر از قبل ب...
شاید یک روز فهمیدند... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
بعضی آدم ها را میشود خیلی راحت بخشید، بعضی آدم ها را میشود اصلا ندید و از آن ها، از ناراحتی هاشان گذر کرد و فکر کرد که اصلا از اول هم نبودند ...اما از دلخوری ها، آزار و اذیت های بعضی آدم ها میشود گذشت واما گذر نکرد...میدانی؟ بعضی ادم ها را میشود بخشید در دلت، تا حجم کینه در دلت قلمبه نشود، اما نمیشو...
لایف استایل درست! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
وقتی تفکرت را نسبت به محیط پیرامونت، آدم های زندگیت، خواسته هایت از زندگی، تا حتی خواسته ات از یک عشق درست کنی، یا شاید به سمتی پیش بروی که اگر لایف استایل درستی نداشتی یا به اشتباه مدتی به خطا رفتی، مجددا به لایف استایل صحیح خودت برگردی، بعد از مدتی مجددا همه چیزهای رفته برمیگردد، حالت خوب میشود، ب...
از میان احساسات قلمبه شده - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
من همانم که یک روز به خیال پروانه ای زیبا شدن در هوایت پرکشیدم و از پیله ام بیرون آمدم و تو همانی که پیچک تنهاییت آنقدر دست و پایت را بست که آنقدر دور تو گشتم تا بال زدن یادم رفت... #فاطمه
دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
کسی که برگشت من نبودم. من را جاگذاشتم در جایی میان گذشته و حالم... به گمانم همه آدم ها این مرحله را از سربگذرانند و من را جاگذارند در بخشی از تاریخ عمرشان... منی که جاگذاشتم ضعیف تر از الانم بود، تاب و توان و صبوریش کمتر بود و با مرگ احساساتش کنار نمی آمد... اما منِ الان بالغ تر، پخته تر شده است... ...
باید مراقب باشی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
مدام به خودت تذکر بدهی آرامش را، خوشبخت بودنت را، حال خوب را که نیازمند انتظار نداشتن از آدم هاست... باید مدام به خودت یادآوری کنی تا فراموشت نشود زندگی بی توقع داشتن از دیگران چه لذتی دارد. باید یادت باشد که هنوز دلخوری هایت را با یک لبخند از یاد ببری و بذر کینه یکهو در دلت کاشته نشود و یک روز بشود...
شراب شب - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
شراب شب آدمی را مست میکند،در ذهنت پراز علامات سوال میشود... بیخود نیست که شب و روز باهم نمیساختند، بیخود ماه را به شب ندادند و خورشید را به روز... زیبایی ماه شب را اغوا کرده میکند و خورشید اما جز نور بخشیدن و گرمی به روز هیچ ندارد... یک شب است و ماهش که قصه اش سردارز دارد که هرچه لز شرابش بگویم از خ...
در انتظار پاییز - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:45
چه میدانی چه شب های تابستان به انتظار آن خوابیده ام که فردایش پاییز باشد و من چترم را دست بگیرم، لباسم را تنم کنم و کوله پشتی و هنزفری ام را بردارم و به دل کوچه و خیابان بزنم و از رنگ های پاییز و تنهایی بی مثال خوش آب و رنگش مستی کنم... چه میدانی که چه شب ها در انتظار پاییز سر بر بالشت گذاشتم و تاخو...
قسمتی از من... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:44
گاهی دلم تنگ میشود برای بعضی آدم های زندگیم... برای بعضی آدم هایی که یک زمان فکر میکردم باید از آن ها آنقدر دور بشوم که دیگر در خاطرم نمانند اما قسمتی از من همانجا ماند، قسمتی از وجودم در همان خاطرات ماند و هرچه دورتر شدم دست آخر بخشی از وجودم باور نکرد که آن دوره از زندگی تمام شده... اسمشان شد خاطر...
شعر قشنگی بود - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:44
هر چه دل دادمت و هر چه به من دل دادی قبلِ راهی شدنم در چمدان جا دادی چمدان رفت و چه خوبست خودم جا ماندم نیستی مساله این نیست که تنها ماندم کاش در راسِ همین ساعتِ سرگردانی ورقِ واقعه را یکسره برگردانی سهمگین است نهنگی به بیابان برسد دشت را گم کند آهو به خیابان برسد مثل اینست که در خواب منی اما حیف وق...
عاقبت دروغگویی! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:44
آدم ها به خودشان هم دروغ میگویند، چه رسد به تو...وقتی از دلتنگیت تاب و قرارشان ربوده شده وانکار میکنند، وقتی حالشان خوب نیست و با یک لبخند تصنعی میگویند خوبم، وقتی ناراحتند و به جای حرف زدن سکوت میکنند و حرف نمیزند، وقتی قبلا حرف میزدند و رد میشدند و الان نه دیگر حرف میزند ونه رد میشوند از چیزی...آد...

برچسب‌های محبوب

نامهربان من کو | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | پست ترین آدم | یک نفر | مرسی خدایا | لبخند بزن | نگاه زیبا | چه زود گذشت | کوه یخ | گاهی چه ساده