همزاد:)
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:47
حس میکنم گاهی در تونل زمان جایی میان حال و آینده زمان را باید متوقف کنم، همان جا، همان لحظه ای که به یکی آنقدر احساس نزدیک بودن دارم که میتوانم از جزیی ترین، پیش پا افتاده ترین تا مهم ترین مسایل درون تودرتوی لایه های پنهان ذهنم صحبت کنم بی آن که قضاوت بشوم، بی آن که حس کنم درک نشده ام... انگار یکی م...
شاید هم قسمت واقعیت باشد...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:47
میدانی چقدر دوستت دارد، میدانی چقدر دوستش داری اما یک جا می ایستید، آنقدر معطل میکنید تا زمان برایتان تصمیم گیری کند، یک جا به گمان خودتان دارید زمان میخرید برای با هم بودن بیشترتان، برای درک بیشتر ، برای عمیق تر شدن دوست داشتن، برای بی چشم داشت دوست داشتن، برای عاشق بودن فارغ از نتیجه ... اما یک جا...
صبر و تحمل بایدش...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:47
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش #حافظ
طوفان
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
از طوفان که درآمدی ، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی ؛معنی طوفان همین است ."هاروکی موراکامی"
آدم عاشق
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
عشق و دوست داشتن به آدمی جرات و جسارت میدهد، انگار یک نیروی مضاعف از یک جا به کمک طرفین رابطه آمده باشد، آن وقت است که جسارت دادزدنش جلوی بقیه هم میشود جزیی از آن، آن وقت است که آدمی دیگر نمیترسد... انگار یکهو یک نیروی روبه جلو تورا به زندگی دعوت کند جوری که به دل دریایی مواج بزنی، بی آن که از جوش و...
خانه ابری
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
من دلم میخواهد خانه ای بسازم بر فراز ابرها، در خانه ام رو به خنکای نسیم ابرها باز شود، من دلم میخواهد شب ها بالشم ابری پنبه ای شکل باشد، دلم میخواهد نردبانی بگذارم از آسمان میان ابرها تا زمین تا هربار حوصله ام سر رفت بروم آن بالا به خانه ابریم سربزنم... #فاطمه #نوت_نویس #رویا #خیالات #هایکو #شعر #li...
دلتنگی
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
دلتنگی خوشة انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت میکند اندوه. شمس لنگرودی آدمی که دلتنگ شده باشد را تنها شراب دیدار میتواند مست کند یا اندوه انتظار...آن وقت درست وقتی که مستی از سرت پرید، وقتی انتظار به پایان رسید، مستی اندوه که از سرت پرید شادترین آدم روی زمین میشوی......
خطاب به او
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
خطاب به کسی می نویسم که نیست، کسی که باید می بود و اما نیست. خطاب به اویی که هنگامی که در میان حفره های شب حسی شبیه دلتنگی، شبیه تنهایی رخنه میکند و تمام تاریکی شب درون قلب و دلم رخنه میکند نیست... هیچ وقت نخواستم به یاد آورم تمام روزهایی که در کنارش آنقدر آرام بوده ام که دست خواب و خیالم را گرفته ا...
نسبت کمالگرای درون به قانع درون
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
آدمی که همیشه درونش یک انسان کمالگرای پرسر و صدا زندگی میکند که هیچ وقت از ایده آل های زندگیش نگذشته ودایم در حال دویدن دنبال آمال و آرزوها و رویاهایش بوده ایتسادن بی معنیست...مگر آن که از لحاظ روحی مریض بشود، مگر آن که یکهو یک جا خسته بشود وبرای مدتی کوله پشتیش را زمین بگذارد و فقط کمی استراحت کند....
دور جدید وبلاگ نویسم:)
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
هر آدم وبلاگ نویسی احتیاج دارد گاهی آرشیو خودش را بخواندو گاهی هم از به کاربردن بعضی کلمات و عبارات قلمبه سلمبه ای که به کاربرده خنده اش بگیرد. یک زمان نوشتن جان من بود چرا که اصلا شده بود دغدغه زندگی شخصیم، درست مثل اکسیژن شده بود برایم، اگر یک روز نمی نوشتم به حسابخودم آن روز زندگی نکرده بودم. یاد...
کاکتوس روابط!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
بعضی روابط را باید زودتر از موعد پایانش تمامشان کرد، بعضی را دیرتر و بعضی روابط را هم باید گذاشت تا به وقتش خودشان به بن بست و پایان برسند و این کاملا متناسب با شرایط است. میدانی روابط درست شبیه کاکتوس است، بعضی هایش خار دارد و اگر زودتر تمام شود کمتر زخمی میشوی، بعضی هایش خارش آنقدرها هم نیست که آز...
غروب های دلتنگی
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
شاید هنوز یاد نگرفته ام که دل کوچک و کم طاقتم را در برخی موارد به صبوری عادت بدهم، یاد بدهم به او که صبور باشد.... صبور.... چه واژه دوری به نظر میرسد برای کسی که در انتظار باشد، کسی که منتظر است درست مثل کودکی که مادرش را هرچقدر بیشتر صدا بزند، کمتر نتیجه بگیرد و خودش را روی زمین بیاندازد غرغر کند و...
نرسیدن!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
یک جا وقتی نمیرسی تصمیم میگیری که عطایش را به لقایش ببخشی و راه آمده را به دست خاطراتت بسپاری و دیگر تلاش نکنی. یک جا هست که نرسیدن را هم یاد میگیری، هرچقدر هم که پاهایت تاول زده باشد، خسته راه باشی و از دور زندگی عقب افتاده باشی، واقع بینانه هرچه هست و نیست را رها میکنی و سعی میکنی راهت را عوض کنی،...
نگاه زیبا
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
زندگی با نگاه ما رنگ میگیرد اما رنگ پر کلاغ کجا و رنگ پر پرستو کجا؟ زندگی زیبایی اش را از چشمانمان الهام میگیرد اما زیبایی دریای آرام کجا و وحشت طوفان سهمگین کجا؟ میدانم... این روزها همه چیز از نگاه همه آرام است... اما آرامش کوه استوار کجا و آرامش چهاردیواری تنهایی ما کجا؟
بود و نبودت!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
پل های پشت سرم را خراب نکرده ام، تنها با زلف تو طناب زخیمی ساخته ام تا به وقت نیاز پل عبورم باشد از نگاهت دریایی ساخته ام تادر ساحل امنش آرامش زندگی را تجربه کنم از دستانت برای خودم پناهی ساخته ام تا به وقت سقوط بگیرمشان و بالا بروم و تو را جاودانه در قلبم حبس کرده ام تا همیشه راه فراری نداشته باشی....
از کجا معلوم؟
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
ما را چو ز عشق میشود راست مزاج عشق است طبیب ما و داروی علاج #مولانا دردی که آدمی را نکشد قوی ترش میکند، استدلالیست که هربار که با سختی روبرو میشوی باید بر سر زبانت باشد... داشت برایم تعریف میکرد در عشقش چه ها کرده و چه ها نکرده و اما دست آخر فهمیده گرفتار یک احساس یک طرفه بوده وبس...داشت میگفت نه به...
جامانده از گذشته
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
از اشک های فروخورده قلبم دریایی مواج دارم درون دلم بی دُر، تلخ و شور ....
فرآیند مردن
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
آرام آرام شروع به مردن میکنی از همانجا که انتظار داشتن را از آدم ها آغاز میکنی، از همانجا که برای خوش آمدن یا نیامدن یک عده آدم پاروی خودت میگذاری و زیربار خوش نیامدن هایشان خودت را سرزنش میکنی و آرام نمیگیری...از همانجایی که آدم ها را آنقدر باور میکنی و آنقدر روی حرفشان حساب میکنی و جدیشان میگیری ک...
خواص درون قلب!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
به یادتم من آرام جونم... به یادتم من ای مهربونم... بعضی آدم ها را در قلبت زندگی میکنند، همان تکه از قلبت که متلعق به هیچکس نیست، قسمتی از وجودت را از آن خودشان کرده اند، در ذهنت مدام اسمشان تکرار میشود و این میان امان از دلتنگی هایی که برای همین آدم هاست....آدم است دیگر...حق دارد یک عده را دوست تر ب...
دلتنگی حضوری!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:46
در رابطه ات با بعضی آدمها به آن جا میرسی که در کنارشان هم دلتنگشان میشوی، دلت میخواهد یک گوشه را پیدا کنی، کنارشان بنشینی و حال و روز خوبتان را هی مرور کنی، هی مرور کنی، ثانیه روی ثانیه بگذاری، آجربه آجر خاطراتت را روی هم بگذاری و چاردیواری امن رابطه ات را هی محکم ترش کنی، انقدری که هیچ زلزله ای نتو...