چه معنی میده؟
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 6:16
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه ! چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه ! چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن ! چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه ! اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه ! خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)
از فواید عاشقى
-
تاریخ: 1395/11/23 ساعت: 21:13
دوست داشتن از یک جایى به بعد بیشتر نمیشود، فقط عمیق تر میشود... صبح که چشمانت را باز میکنى به او فکر میکنى، شب که چشمانت بسته میشود با فکرش میخوابى... یک روز چشم باز میکنى که چنان دلت بسته ى دلش شده که انگار از بد تولد هردو دخیل به قلب هم بسته بودند... آن وقت است که در تمام لحظه هایت کلافگى ریزى سای...
بلدترین
-
تاریخ: 1395/11/23 ساعت: 21:13
حتی اگر آدم بلد باشد خودش را، باید بداند که وقت هایی هست که نابلدترین است، که آرامشش را در گروی چیزی پیدا میکند که نیست... میان تمام این کلافگی ها اما یکی تورا خیلی خوب بلد است. یکی که حتی حرف هم نزنی با یک نگاه به چشمانت به حرفت می کشاند، آنقدر زیرکانه، آنقدر آرام که چشم باز میکنی که همه آن چه که ب...
ناامیدی...
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
مثل کسی که در آسمان است و از درون پنجره هواپیما گه گاه فقط کورسویی از نور امید و زندگانی را به طور پراکنده از آن بالا نظاره میکند، نشسته ام به تماشای زندگیم از میان همین نورهای اندکی که به چشمانم نور میرساند... انگار نوری درون چشمم نباشد، تمام درونم تاریک شده باشد و بغضی سنگین درون گلویم نه بالا برو...
فاصله بین خواستن تا شدن
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
بحث بر سر آن است که بین خواستن و شدن ها فاصله بدی افتاد و این قصه درازیست که تا بوده همین بوده. جاده ایست ناهموار که توانش را فقط کسی دارد که باور داشته باشد وارد کوه و جنگل که شد، مه هست، دره هست، پستی و بلندی که هرجایش زمین زد و نشست همانجا مقصدش نیست و به هرسختی که هست باید تا انتهایش برود. انتها...
فردیت عشق
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
یک جایی نمیدانم از کدام نویسنده خواندم که "پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدارش کلافه ات کرده بود تنها معنیش یک چیز است، عاشق شده ای." داشتم با خودم فکر میکردم عاشقی چه علایم دیگری دارد؟ داشتم با خودم بررسی میکردم از کلافگی، شب بیداری هایی که شاعران به وفور در اشعارشان می آورند هم که بگذریم، از ت...
برقراری تعادل
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
آدم باید بداند کی تلاش کند، و چه زمان پاروی همه چیز بگذارد و فراموش کند. آدم باید بداند کی روی ویرانه های پل های پشت سر پلی جدید بسازد و چه زمان همان ویرانه ها را هم از بین ببرد و بین زمین و آسمان رپی پلی معلق راه نرود که جانش، روحش.، روانش به خطر افتد. آدم ها اگر به وقتش تلاش کنند و به وقتش از همه ...
یلدا مبارک
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
میرود دامنکشان از محضر این پاییز هم شاخه ها خشکند و سرما میرسد از بیش و کم باز هم یک فال حافظ در شب یلدای سرد می کند بیرون ز دلها هر چه از اندوه و درد شعر از: #فاطمه#نوت_نویس
محبت
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:25
در زندگی تمام کارهایی که میکنی، تمام محبت هاو مهربانی که نثار این و آن میکنی به خاطر دلت هست، که اگر نباشد کل مسیر یکطرفه زندگی را باخته ای بی آن که بهره ای از آن برده باشی. همین که منتی بر سر این و آن نداشته باشی کافیست تا بی توقع درونت خالی از کینه باشد، این وسط تنها یک چیز هست که ممکن است روزی آز...
رفیق
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:24
هر آدمی در زندگیش نیازمند چند تا رفیق هست،منظورم دوست نیست که دقیقا همان "رفیق" است.فرقی هم ندارد که نزدیک ترین آدم های زندگیت باشد یا یک غریبه ای که آمده و مرحله دوستی را گذرانده و حالا اسمش رفیق شده...یکی که هروقت دلت خواست بلندبلند فکر کنی بدانی حضورش در کنارت آنقدر موثر است که دیگر نیاز زیادی به...
زخم !
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:24
زخم خوردن از آدما هیچ وقت نباید دلیلی برای بد شدن آدمی باشه..نباید به خاطر بدی بقیه ، به خاطر زخم بقیه نمک بگیری دستت و زخمای بقیه آدما رو هم نمک پاشی کنی که با تو همدرد بشن...نمک به زخ دیگرون پاشیدن یه جور عقده ای هست که از درون یه آدم کینه ای پر از احساس و پر ازخشم فقط برمیاد...وقتی یکی بهت بدی می...
جایگاهت مهم است
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 6:24
مهم است یک جا که رسیدی، چشم که برگرداندی، دنبال آشنا که گشتی، دست آخر دیدن چه کسی لبخند به لبت می آورد. شاید که در آن فضا همه برایت آشنا باشند، شاید که اصلا غریبه نبودی، غریبه نباشند، اما همانی که دیدنش لبخند به لبت می آورد که سریع سمتش بروی باید جایگاه مهمی در قلبت داشته باشد.
از میان خیالبافی هایم
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
چقدر خوب میشد سقف آسمان کوتاهتر بود، مثلا هروقت که از روی تخت خودت خوابیدن خسته میشدی میرفتی روی ابرها میخوابیدی، البته بیآن که کسی بداند کجا رفته ای، یک نردبان میگذاشتی از آن بالا میرفتی وروی ابر میخوابیدی، بعد هم از تخت ابریت تمام ستارگان بالای سرت را نگاه میکردی، فکرش را بکن، ستارهها پشت ابرها پن...
دلتنگی...
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
یه زمانی فکر نمیکردم دلتنگی هیچ وقت بتونه مغزم رو حتی برای لحظاتی فلج کنه، نه که هیچ وقت دلتنگ نشده باشم... نه... اما همیشه یه جوری تهش سرمو گرم کردم که زیاد اذیتم نکنه اما باید اعتراف کنم که برای اولین بار از شدت دلتنگی برای چنتا از عزیزترین های زندگیم به خصوص اون دوتا عضو تازه اضافه شده به جمع خان...
باید پارو نزد وا داد...
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
ﺴ ﺁﻣﺪ ﻪ ﺣﺮﻑ ﻋﺸﻘﻮ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺯﺩ ﺩﻝ ﺗﺮﺳﻮ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﺎ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺭﺎ ﻃﻮﻓﺎﻧ ﺩﻝ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧ ﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﺳﺎﺣﻠﺶ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺪﺍ ﻧﺴﺖ ﻪ ﻋﻤﺮ ﺭﺍﻫﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﺎ ﻧﺴﺖ ﺑﺎﺪ ﺎﺭﻭ ﻧﺰﺩ ﻭﺍ ﺩﺍﺩ ﺑﺎﺪ ﺩﻝ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺎ ﺩﺍﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﻣ ﺑﺮﺩﺕ ﻫﺮﺟﺎ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺑﺮﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎﺳت #مسعودفردمنش
بابت کپی مطالبم بدون ذکر منبع و اسم خودم نمیبخشمتون هیچ وقت...
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
فقط میخواستم بگم این که متنامو بدون ذکر اسم خودم کپی میکنید و این که پیح زدید در اینستاگرام فقط به خاطر کپی کردن مطالب من، قابل بخشش نیست از سمت من... تمام مطالب وبلاگ من همه از خودم هست و اگر کپی میکنید حلال نمیکنم( البته اگر معنی حلال رو بفهمید). مدتی هست که به خاطر مشغله هام فرصت نمیکنم که در وبل...
من به روزهاى خوبم معتادم
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
زندگى گاهى زیاد سخت میگیرد، خسته و کلافه به هرچیزى که فکر میکنى آرامت کند چنگ میزنى و نتیجه اما؟ هیچ... همین باعث میشود از در و دیوار هم ببارد...اما همین میانه هاست که کم کم صبورتر میشوى، قوى تر میشوى و بر سر سهمت از زندگى مصرتر میشوى ... گاهى لازم است در اوج سختى ها با خودت این جمله ها را تکرار کنی...
آغازی از قلب
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
همه چیز از قلب شروع میشود، یکهو انگار بخواهد برای یکی خودش را از درون سینه ات بیرون اندازد و برای یکی آرام ترین حالت خودش ...مثل ماهی که درون تنگ کوچک هی تقلا کند تا خودش را بیرون اندازد و به مرگ خودش راضی باشد ...طول میکشد تا عادت کند تا دریایی بشود، تا دنیایش بزرگ بشود، تا هی به رفت و آمد آدم ها ع...
برای فهماندن خود تلاش کن
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
باید تلاش کرد...برای فهماندن خودت، برای آدم هایی که در زندگی ارزش جنگیدن را دارند، برای تمام آن ها که دوستشان داری...نه!اصلا بگذار اینطور بگویم عاشقشان هستی! امانباید خودت را بچسبانی، نباید کنه زندگیشان بشوی...اصلا گیرم که دل کندن مثال مردن باشد، گیرم که فرو بریزد تمام ابهتت جلوی چشمت با رفتن آدم ها...
مهتابی نیم سوز
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
یه موقعای هست یه اتفاقاتی برات میوفته که شاید از دید بقیه چندان اهمیتی هم نداشته باشه اما اینقد ذهنت رو درگیر میکنن و اینقدر رو مخت میره این اتفاق که حس میکنی گنگ شدی و هیچ حرفی نمیتونی با کسی بزنی.میشینی با خودت حلش کنی یهویی هنگ میکنی.مثل اون مهتابی نیمسوزی که هر ازگاهی روشن خاموش میشه تا تهش بسوز...