بحث بر سر آن است که بین خواستن و شدن ها فاصله بدی افتاد و این قصه درازیست که تا بوده همین بوده. جاده ایست ناهموار که توانش را فقط کسی دارد که باور داشته باشد وارد کوه و جنگل که شد، مه هست، دره هست، پستی و بلندی که هرجایش زمین زد و نشست همانجا مقصدش نیست و به هرسختی که هست باید تا انتهایش برود. انتها هرچه باشد خوب است، هرچه پیش آید ته قصه نیست چرا که گاهی شروعیست برای دوباره و دوباره خواستن و بیشتر تلاش کردن و بیشتر از قبل خواستن تمام آرزوها و رویاهایت...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری