پدیده لانگ دیستنس - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
فکر میکنم یکی از سخت ترین کارهای هرآدمی در زندگی امروزی نگه داشته رابطه های دوستیش از راه دور باشد...راستش از وقتی که فرودگاه هم جز لاینفک زندگانی آدم های امروزی شد روابط هم راه دوری شدی، همان لانگ دیستنسی که همه میخواهند رابطه شان عین قبل باشد، عین قبل دوستی ها بشود...اما نمیشود، راستش صمیمی ترین د...
رسم زندگی - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
زندگی رسم جالبی داره...وقتی ازش فرار می کنی با تمام سرعت دنبالت میکنه وقتی تو دنبالش می کنی با سرعت کندی جلو میره...وقتی ازش میترسی اونم لج میکنه باهات و میترسونتت...وقتی سعی می کنی شجاع باشی جلوش بعد از مدتی کم میاره...زندگی رسم خوبی داره اونم این که از یه جایی به بعد بهت یاد میده که همه چیز اونقدر...
هم صحبتی با آدم ها... - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
گاهی بین صحبتای قدیمیت با آدما یه کسایی رو پیدا میکنی که شریک لحظات سختت بودن که الان جز یه خاطره مبهم چیزی ازشون نداری. آدما گاهی همراه لحظه هات میشن، کنارت پا به پات قدم برمیدارن همین که به هدف رسوندنت یهویی تو پیچ جاده غیبشون میزنه و درست همین لحظات هست که میفهمی چقدر بودند، چقدر نیستند و چقدر دل...
تناقض میان حرف و کلام - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:45
کسی که خوب حرف میزنه لزوما خوب به حرفاش عمل نمیکنه، کسی که خوب به حرفا عمل میکنه هم لزوما خوب ممکنه حرف نزنه ضمن این که دنبال کسی که حرف و عملش یکی باشه زیاد نگرد چون اینجور آدما معمولا چنان سرگرم کار خودشونن و فروتن هستن که به چشم نمیان!
که با این در اگر در بند درمانی، درمانی - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:44
بعضی وقتا دنبال یه دری واسه فرار کردن میگردی غافل از این که این دری که تو داری دنبالش میگردی اصلا دری نبود ...یه زمانی دور تا دورت هیچ حصاری نبود ،دیواری نبود اما خودت سعی کردی و واسه فرار از مشکلات تمام دور وبرت رو دیوار ساختی و حالا هر سمتی رو نگاه می کنی میبینی که یه دیوار محکم روبروته و تو باید ...
از خواب بیدار شو - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:14
به حضور نشونه هایی که سر راه زندگی ما قرار گرفتن بی تفاوت شدیم درحالی که شاید فقط یکی از این نشونه ها واسه بیدار کردن ما کافی باشه که بفهمیم هرچی تا حالا بوده فقط یه خواب بوده و تازه همه چی شروع شده...
عشق و تنها عشق - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:14
عشقت درست شبیه بارانیست که اولْ بار بر سر کویری خشک و بی آب و علف بزند، چنان که از معجزه اش از دل کویر هم علف سر در آورد... عشقت طراوتیست در قلبم، چنان که از شبنمش تمام وجودم پر از تازگی شده است... عشقت درست شبیه لطافت هوا بعد از اولین باران بهاریست... عشقت همه باران رحمت است، بر سرم ببار...
همان عشقی - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:14
تو آن شعر عاشقانه ای که در نبودت به آن پناه می برم، همانی که بیت بیت وجودش غزلیست زیبا که بر لبان هر عاشق خوش الحانی جاریست، همانی که چشم هایش دریچه ایست به سوی آرامشی هستی بخش، تو چون روح دمیده عیسی جاری در قلبم هستی که هر نبض وجودم به خاطر تو می تپد...
امید... - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:14
آدم ها بزرگ میشوند، بزرگتر و بزرگتر و این میان پوست کلفت تر میشوند هربار که زمین میخورند و بلند شدن را تجربه میکنند، هربار که سختی ها، دغدغه های ریز و درشتش بیشتر میشوند و گاهی بنابر مصلحت تنها پنهان کردنش را خوب تمرین میکنند... آدم ها بزرگتر میشوند، پخته تر میشوند، این میان صبورتر میشوند و اما این ...
تاریکخانه ای به نام ذهن - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:14
تاریکخانه ایست ذهن... تاریکخانه ای که پراست از آدم ها، خاطره ها، گذشته ها و روابطی که گاهی فراموش میشوند، گاهی کمرنگ و گاهی آنقدر تکرار میشوند که فراموش ناشدنی بشوند..درست مثل انباری که همه چیز در آن وجود دارد، خاک میخورد، مستعمل میشود و گاهی هم بیرون میریزیشان... کاش اما میان این همه انبار خاطرات، ...
شریک شادی و غم ها - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
آدم هایی که به تو نزدیکند همیشه شریک شادی و غمت هستند وگرنه هنگام شادی همه بلدند کنارت باشند... اما آن چه مهم است آن است که همیشه آخر داستان خوب خواهد بود، اگر اکنون خوب نیست پس هنوز آخرش نیست...
تف به جغرافیای تنهایی - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به ...
با قلبش بازی نکن - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
همیشه ته مانده هایی از بعضی دلخوری ها، بغض ها و ناراحتی آدم ها از هم درونشان ته نشین میشود، از همان حرف هایی که هیچ وقت بازگویش نمیکنند، همان حرف هایی که گاهی تمام استخوان های وجودشان را در هم شکست و اما صدایشان در نیامد، همان زخم هایی که به قلب هم زدند و درون یکیشان ته نشین شد...همیشه ته مانده هایی...
دوستت دارم ای خیال دور - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
خیالم بوی تنت را میدهد، طعم لب هایت را، آرامش شانه هایت تا ابد از آن من خواهد بود آغوشت را به رویم بگشا بگذار تا در گهواره آغوشت آرام گیرد قلب ناآرامم...
روابط نصفه نیمه - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
ته مانده های رابطه ات را رها کن... راستش رابطه هرچه باشد از دوستی تا عشقی عمیق که سال ها برایش عمرت راگذاشته ای به بن بست که رسید راهی نیست جز برداشتن مانع سر راه و آن هم چیزی نیست جز رها کردن... رابطه نصفه نیمه مثل سرطان می ماند که اگر زود درمان شود شاید درمان شود اما اگر به بن بست رسید آن وقت است ...
اعتماد خدا - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
گاه آنقدر خدا به تو اعتماد کرده و امتحانات سختی پیش پایت گذاشته که با خودت فکر میکنی یعنی در وجودم چه چیز بیشتر از بقیه نهاده که این مشکلات را بر سر راهم قرار داده و آن وقت است که بیشتر به امید معتاد میشوی و پیش خودت میگویی، بی انصافیست که اعتمادش را بی جواب بگذارم و با تمام وجودت خستگیت را نادیده م...
آغوش دورت... - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 18:13
مثل ابری که آسمانش را در آغوش گرفته باشد دلتنگی هایم را بغل کرده ام کاش آسمان ابرها را کمی غلغلک دهد تا که باز شود حزنش و اشک لبخندش بر سرمان ببارد تا از یادم ببرد آغوش تنهاییم چقدر از دستانت دور است...
هزار آفرین به من - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 17:03
مهم است که آدم بلد باشد از داشته هایش لذت ببرد و برای بدست آوردن نداشته هایی که میتواند بدست بیاورد تلاش کند... مهم است که بلد باشی هرازگاهی خودت را از بیرون نگاه کنی و بی آن که بخواهی خودت را قضاوت کنی، سرزنش کنی یا حتی کم و کاستی های زندگیت را ببینی، تنها از پنجره صلح و آرامش با زندگیت روبرو بشوی،...
احساسات قلمبه شده یهویی - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 17:03
چه مشتاقانه خیالت را در سر می پروانم آن لحظه که تو در خوابِ نازی و من تنها ثانیه ها را بر کیلومترها تقسیم میکنم تا که زمان کوتاه تر شود تا خوشه دلتنگیِ به سان دانه های انگور سربسته نماند و تلخی دوریت مستم نسازد از اندوه...
تجزیه کردم خودم را - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 17:03
گاهی خودت را تجزیه کن، بنشین خودت را تحلیل کن تا بفهمی کجای زندگیت هستی... گاه کافیست درون خودت را کمی کندوکاو کنی تاببینی چقدر ترس، چقدر تشویش و استرس و چقدر آرامش و شادی درون زندگیت لانه کرده است. گاهی آدم یادش میرود و تشویش ذره ذره درون زندگیش رخنه میکند، جوری که یادش میرود خوشبختی را، آرامش را..

برچسب‌های محبوب

نامهربان من کو | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | پست ترین آدم | یک نفر | مرسی خدایا | لبخند بزن | نگاه زیبا | چه زود گذشت | کوه یخ | گاهی چه ساده