بگذار آن زن حرفش را بزند - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
شما را به خدا بگذارید یک زن حرف بزند، آزادش نگذارید به وقت ناراحتیش تا خودش با خودِ غمگینش روبرو بشود... میدانی؟ زن ها ناراحت که باشند با خودِ غمگینشان اگر روبرو شوند، دیگر انتهای داستان نامشخص است... خسته میشوند از دست خودشان، جنگیدن را کنار میگذارندو خودشان را کول میکنندو تا دم خاموشی همه زندگی پ
احساسات هدایت شده - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
با دوستی حرف میزدیم بر سر بازی احساسات و تقابلش با عقل. بعد از کلی حرف و بحث به اینجا رسید که "اما ما دختریم و احساساتی تر". راستش این حرفو قبول دارم تا اونجا که این بازی احساساتی تر فقط مشمول عشق به یه پسر نوعی نشه! میشه احساساتی بود اما در مسیری که دلت میخواد این احساس رو قرار داد. یکی احساساتش ر
هیجان های عاشقانه - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
هیجان اول هررابطه ای که نه تو میدانی دوستت دارد و نه او میداند که دوستش داری با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.همان وقت هایی که احساسات در صندوقچه قلب طرفین درست همانند کرمی میشوند درون پیله خود...زمان میگذرد و اما طول میکشد تا به ثمر نشیند، پروانه ای زاده بشود و سراز درون پیله خود برون آورد و بال پروازش ...
خاطرات - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
باید زمان بگذرد تا بدانى خاطراتى که گذشت، چقدر از تو آدمى قوى تر، محکم تر ساخته. باید زمان بگذرد تا بدانى آدم هایى که یک روز اگر خواستى از آدمى یاد کنى تنها به عنوان خاطره ای دور از او نقل قول کنی یا کسى که همچنان در دل و جانت باقیست... مهم است که از آدم ها، از خاطراتت چطور یاد میکنى... هنوز آن آدم
عشق متناسب - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
عشق اینطور نیست که یک صبح چشمانت را باز کنی و بفهمی عاشق شده ای، این عشق بی تناسب است، غیرمنطقیست، اما یک بار درست میانه های شب وقتی ساعت از سه نیمه شب گذشته است، بیدار میشوی و با خودت هی مرور میکنی، هی مرور میکنی خاطراتی را که تو را پرت میکند وسط یک عشق ، وسط دوست داشتنی که یکهو پدید نیامد، یک دف
مراقب نهال رابطه تان باشید - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
هر رابطه نوپایی روی زمین نهالیست که باید مراقبش بود...هر رابطه ای روی زمین، پایه هایی دارد همچون عشق، وفاداری، باورپذیری، صداقت، اعتماد و تعهد و تقدس که فقدان هرکدامشان پایه های رابطه را لق میکند، اصلا میشود درست شبیه میزی چهارپایه که سه پایه داشته باشد و فروبریزد...باید مراقبت کرد از نهال رابطه ای
اهلی کردن یعنی چه؟ - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:41
شازده کوچولو گفت: «اهلی کردن» یعنی چه؟ روباه گفت: این چیزی است که امروزه دارد فراموش می شود. یعنی «پیوند بستن»... - پیوند بستن؟ روباه گفت: البته. مثلاْ تو برای من هنوز پسربچه ای بیشتر نیستی، مثل صدهزار پسربچه ی دیگر. نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من احتیاج داری. من هم برای تو روباهی بیشتر نی
باز هم سهراب سپهری... - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 12:36
چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.-چقدر هم تنها!خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.- دچار یعنی - عاشق.- و فکر کن که چه تنهاستاگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد.- چه فکر نازک غمناکی !- و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.و غم اشاره محوی به رد وح
دور برگردان زندگی - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 12:36
صبح سوار یک تاکسی شدم، به مقصد که رسید پرسیدم تا مسیر بعدی هم مسیرش میخوره یا نه و از اونجا که مسیرش بود پیاده نشدم. طرف یک چهارراه زودتر تغییر مسیر داد و منم اولش یه کم ترسیدم گفتم آقا یه چهارراه باید میرفتی جلوتر...نگو بنده خدا اشتباه کرده بود و کل
شاید که آینده از آن ما - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 12:36
گاهی هم با خودت گمان میکنی بی مفهوم ترین روزهای زندگیت شیرین ترین روزها شده اند گاهی و تو درست زمانی که به بن بست رسیده بودی بی آن که خودت هم متوجه شده باشی فقط معتاد به امید بودی، فقط به زندگیت چنگ زدی و دست آخر همان روزها، آخ از همان روزها که اکنون
کلاف سردرگم ذهنم - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 16:22
کسی کلاف سردرگم ذهن مرا ندیده؟ سوالیست که گاهی باری خودم پیش می آید که حجم کلافگی هایم به حدی میرسد که با خودم فکر میکنم حتما تمام سلول های خاکستری رنگ ذهنم چون کلافی در هم گره خورده اند که این گونه همه چیز گنگ و مبهم به نظر می آید. انگار در این دنیا
استراحت - تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 0:22
این روزها که میگذرند ذهنم چارراهی از عبور ومرور آدم ها و تصمیمات شده است. راستش وقتی آدمی بوده باشی که تمام زندگیت را صرف تلاش برلی رسیدن به رویاهایت کرده باشی، به هرمقصدی که رسیدی کمی استراحت میکنی و دوباره راه میوفتی برای رسیدن به هدف بعدیت....اصلا
کودکی ها... - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
ه چیزی در بچگی ها نهفتست که هرچیز کوچکی از اوم وقتا لبخند عمیق بر لبم میاره...عجیب تر اون که چه چیزی در بچگیامون هست که حتی دوستای اون وقتا رو برامون خاص تر میکنه؟ یه جوری که تا همیشه یار دبستانیا ذهنت شکلشونم یه جور دیگه هست.چیزی غیر از پاکی و زلالی
خاطرات... - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
میدانی؟ خاطرات چیز عجیب و غریبی هست... به محیط پیرامونت جان میدهد، تا دیروز برایت آن خیابان و این کوچه هیچ حس و حالی نداشت، اما کافیست یک خاطره داشته باشی، از کسی، از چیزی، از حس و حال لحظه ای که در آن کوچه و این خیابان داشتی، آن وقت داستان فرق میکند... خاطرات به محیط پیرامون، حتی به اجسام جان می بخ...
بگذار رها باشد احساسش - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
میدانی؟ به احساسات آدم ها باید احترام گذاشت، وقتی مدام احساس یکی را سرکوب کنی، مدام بابت تمام احساسات پاکش سرزنشش کنی، اورا به جایی میرسانی که احساساتش گم میشود... لابلای روزهایی که میرفت تا روزمرگی نشود، تا دچار تکرار نشود احساسش، زندگیش، با وسواس ب
خلوت تنهایی - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
آدم ها باید بدانند چه وقت باید تلاش کرد و چه وقت باید وا داد و رها کرد. وقت هایی هست که پراز خالی میشوی، توضیحش سخت میشود که به دیگران از حال و احوالت بگویی، گمان میکنند برگ ریزان زندگی، رنگ خزان به حالت داده... اما امان از آن روزهایی که اینطور پر
بهترین - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
تکیه کلام دوستی هم این بود که " تنها کسی که باید تلاش کنی که در هر ثانیه تو بهتر از ثانیه قبل اون باشی، خودت هستی." و چقدر این حرف در همه حال خوب و عمیق میتونه به آدم انرژی بده .
سنجاقک زندگی - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
گاهی یه حسی هست که سنجاقت میکنه به زندگی.گاهی حتی وسایلت تو رو مث یه سنجاق قفلی گیرت میکنن به زندگیت.شاید یه لنگه کفشی که با جفتش خیلی هم دوسش داری و یه عکس حتی ازش کافیه تو رو پرت کنه به یه روز خاص که تو یه روز قشنگ چقدر قدمات رو همراهی کرد و پر انگ
سهراب خوانی ها... - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
...گاه از خود می پرسم: پس چه هنگام کاسه ها از این آب های روشن پر خواهد شد. راستی چه هنگام. کار من تماشاست و تماشا گواراست. من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان به مهمانی من. اگر من نبودم، هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه ی بید خانه ی ما، هم اکنون نمی جن
بزرگ شدم .. - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 0:23
آدم ها اولش که بزرگ میشود میخواهد مقاومت کند در برابر بزرگسالیش...تمام قد جلوی بزرگسالی می ایستد و هی هربار که یکه میخورد از رودر رو شدن با بزرگ شدنش فکر میکند همین که کودکی درونش هنوز گاهی برای کودکانه هایش به او مجال بدهد کافیست. کم کم واقعیات زند

برچسب‌های محبوب

نامهربان من کو | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | پست ترین آدم | یک نفر | مرسی خدایا | لبخند بزن | نگاه زیبا | چه زود گذشت | کوه یخ | گاهی چه ساده