خسته شدم از انتظار!
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
بیزارم از هر آن چیزى که بوى انتظار مى دهد، انتظار تنها در صورتى برایم شیرین است که ته داستان را بدانم، نه آن که معلق بمانم روى پلى که نمیدانم هر لحظه زیرپایم اگر خالى شود چه خواهد شد... سخت است به دلت حالى کنى گاهى که صبر تنها چاره کار است و همیشه آخر داستان خوب است حتى اگر اکنون بدترین است... سخت ا...
کاتالیزورهای زندگی
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
بعضی آدم ها کاتالیزور زندگیت هستند، آمده اند تا محرکی شوند تا نسبت به زندگی واکنش نشان دهی، واکنشی که تا قبلش به ذهنت خطور نکرده بود، تغییرات مثبتی در زندگیت میشوند، با تو می مانند، رفاقت میکنی و از بودنشان نمیدانی باید حست چه باشد، فقط میدانی هستند که تو را در رقابت با زندگیت بیاندازند تا سهمت را
تنهایی هایم
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
کلافگی های آدم گاه وزن پیدا میکند، وزنی که شانه ات را خم میکند زیر بار هر آن چه نامش را تنهایی میگذاری... ترس و هول و هراس زندگی گاه آنقدر تو را کلافه ات میکند که با خودت گمان میکنی که چطور میشود که تنهایی اینقدر عمیق باشد، اینقدر بزرگ که تو را به زانو در بیاورد... گاه تنهایی های آدمی نقشش میشود یک ...
مهربانی ...
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
دانستن مهربانی هنر است، هنری که همه آدم ها نمیدانند، هنری که آدم هایی که میدانند بی ادعاترین هایند، هیچ وقت با خودشان گمان نمیکنند که مهربانند بر خلاف چیزی که همه اطرافیان می گویند... اما آن که محبت دیگران را بفهمی، و اگر قدردانشان نیستی، لااقل لگدی از فرط نادانی حواله شان نکنی بحث دیگریست...میدانی
الاکلنگ روابط
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
مثل الاکلنگ می ماند، الاکلنگی که اگر یک طرف آن سنگین تر شود و وزنی بیشتر پیدا کند هرچه تلاش کنی دست آخر هم نمیتوانی ، زورت نمیرسد که به تعادل برسانیش...روابط آدم ها را میگویم، روابطی که اگر کمی نوسان باشد زیباترین بازی میشود که دوطرف از آن لذت میبرد و از همسانی وزنشان استفاده مناسبی میکنند و اگر تن
فروغ عزیزم
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم فروغ فرخزاد
بت سازى
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
از آدم ھا بت نساز ، این خیانت بزرگی است ھم در حق خودت و ھم خودشان ؛ چون خدایی می شوند ک خدایی کردن را بلد نیستند و در آخرتو سراسر کافر می شوی و کفر خدایی را می گویی که خودساخته ای....
مهر است و محبت است و باقى همه هیچ
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ دانی که پس از عمر چه ماند باقی ؟ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ (مولوی)
دنیاى رنگین من
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
مدت ها بود که نوشتن را کنار گذاشته بودم، از دنیاى رنگ و نقاشو فاصله گرفتم و عکاسى آماتورى با موبایل که دست و پاشکسته بود را رها کردم. این روزها بیشتر از هر زمانى احساس میکنم چه خوب است که باز فرصت میکنم بنویسم، بکشم و عکس بگیرم از هر سوژه اى که دلم میخواهد و این یعنى نهایت شادمانى براى دخترى که زند
امیدوارى هایم
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 2:29
کاش میشد هرگز هراسى به دل راه نداد، کاش همیشه آدمى میدانست آخر داستان آنقدر خوب است که با هرقدمى که به آن نزدیک میشوى مسیر خوشبختى ات روز به روز کامل تر میشود. آدمى نمیداند اما همیشه امیدار باقى مى ماند به تلاشى که براى زندگى اش میکند و نتیجه اى که میداند بالاخره میگیرد. واقعیت آن است که نمیدانم بگ
مراحل زندگیم
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 2:41
بچه تر که هستى هر مرحله از زندگیت که هنوز نیمده رو میگى این دیگه آخریشه ، دیگه زندگیم از این به بعد عادى میشه و من با خیال آسوده زندگى میکنم. زمان میگذره و کم کم که هى بزرگتر میشى میفهمى سختى هاى زندگى آدم هم با خود آدم روز به روز بزرگتر میشن، رویاهاى آدم تموم که نمیشن هیچ بلکه هى آرزوهات بزرگترم م
آدم هاى ماندگار
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 2:41
این روزها نه به رفتن آدم ها میشود زیاد دلخوش بود و نه از رفتنشان زیاد غمگین. هر کسى در زندگى آدمى آمده تا جایى درون قلبت سکنى گزیند، یا میشود اجاره نشینى که هر لحظه اى که مهلت ماندنش سرآمد بلند میشود و از قلبت کوچ میکند به قلب دگران و یا مى ماند و آنقدرماندگار میشود که انگار گوشه اى از قلبت را با م
دیگرانت عشق خوانند
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 2:41
غرق هرچیزى که شوى از دست رفته اى بیش نیستى... مگر آن که کسى را داشته باشى که از بیرون حواسش جمع تو باشد. که هرلحظه منتظر باشد تا طنابش را آن وسط بیاندازد تا تو براى نجات، خودت را محتاج شاخه های درختانى که نیستند نبینى... همیشه باید یکى باشد که بى مزد، بى منت، بى چشمداشت. و تنها از سر عشق کمک کند تو
با احساساتم
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 2:41
مهم است که حساس نباشى، اما مهم تر آن است که با احساس باشى، آنقدر که زندگى را حس کنى، براى چشیدن طعم لحظه لحظه اش مشتاق باشى و از خوب و بدش هراسى به دل راه ندهى...یک زندگى پراز رنگ، به دور از سیاهى هاى ناامیدى هاى روزگار... کافیست شور و اشتیاقى درونت حاکم باشد که تورا به جلو براند تا آن جا که حس راک
چه بلاتکلیفم وسط این بحران
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 11:56
وقتهایی هست که پراز حرفی، حرفهایی که نه میتوانی به کسی بگویی، نه آن که جمع و جور شوند، روی کاغذ جمع بشوند...وقتهایی که تنها میطلبد که یک فرد حرفهای به خلق و خو وروحیاتت از تو حرف بکشد، که بلاتکلیف نمانی، کلافه نشوی، ساعتها حرف بزنی و بی آن که متوجه شوی، خودت را لو داده باشی وتمام حرفهایت را زده باشی...
یاران موافق و مخالف
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 11:56
تا یک جایی دلت میخواهد آدمهای زندگیت هم مثل تو فکر کنند، عزیزترینهایت همانقدری که تو در جزییات دقیق میشوی، دقیق بشوند، اصلا همفکرت باشند، تا به آنجا که فکرت را بخوانند. اما آدمی از یک جایی به بعد افکارش را هم خاص خودش میداند، لزومی نمیبیند همه را با خود موافق بداند، حتی میداند که نزدیکترین
ابتهاج جانم
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 11:56
جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۳ ب.ظ تو می روی و دل ز دست می رود مرو که با تو هر چه هست می رود دلی شکستی و به هفت آسمان هنوز بانگ این شکست می رود کجا توان گریخت زین بلای عشق که بر سر من از الست می رود نمی خورد غم خمار عاشقان که جام ما شکست و مست می رود از آن فراز و این فرود غم مخور زما
خود آگاهى!
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 11:37
تا همین چندوقت پیش فکر میکردم فروتن بودن تا حد انکار خود کردن خوب است، یا به بیان دیگر آن که یک نفر دربرابر تعریف های به حقی که از او میشود، تواضع به خرج بدهد و هی بخواهد انکار کند که نه اینطور نیست و آن گونه که میگویند نیست و لطف داری و از این جور تعارفات معمول خیلی هم خوب و متین و موقرانه است. تا
هر که در این بزم مقرب تر است ...
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 0:53
مولانا در شعری میگوید:"هرکه در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش می دهند." حکایت ما آدم ها همین است، که اگر کسی را دوست داشته باشیم، برایمان عزیز باشد، حتی لحن و ادبیات به کاربردن حروفش هم مهم میشود، رفتارهایش آنقدر مهم میشوند که گاه یک اخم کافیست تا فکر کنی دنیا برسرت آوار شده. از مهم بودن آدم ها...
حال خوب
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 0:53
تقصیر ما نبود، میخواستیم جایی در میان لحظات شاد باقی بمانیم، روزگار لجبازی کرد، ماندیم جایی میان گذشته و آینده، حالمان گرفته شد. پ.ن: حال ما اما خوب است تو باور کن.