آیا من همان منِ واقعیم هستم؟ - تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 14:58
تو یکجور حرفت را میزنی، دیگران جور دیگری برداشتش میکنند، تو یکجور می نویسی دیگران همانطور که دلشان میخواهد میخوانند و تفسیرش میکنند و تو یک جور رفتار میکنی و دیگران همانقدری که وسعت فکرشان است از آن استنباط و ادراک میکنند... تا بوده همین بوده و هست که اگر بخواهی زندگیت را برپایه استنباط و درک و شهود...
همراهى - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
گاهی لازم نیست تو مسیرت رو کج کنی تا آدم ها با تو هم مسیر بشن، بلکه گاهی لازمه در مسیرت قدم برداری تا یک جایی شاید همون آدمی که با تو هم مسیر نبود حتی در مسیری متقاطع به تو برسه و یا بهترین حالت اینه که یکی در مسیر خودت همراهیت کنه که این قشنگ ترین و ایده آل ترین حالت دوستی کردن و همراهی آدم هاست.
رفتن هایى به از ماندن - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
با بعضی آدمها هم حرف میزنی، آن هم بعد از مدتها، هی از آدمهای آن موقعهای زندگیش میپرسی، تک تک رفتهاند انگار، هرکدام به نحوی، یکی عروس شده، یکی داماد، یکی دوستیش را برهم زده، یکی فرسنگها دورتر آن سر دنیا...اما امان از آدمی که اسمش را که میآوری طرف مقابل سکوت میکند.یک سکوت عمیق.حرف نمیزنی.سکوت میکنی تو...
همزادى نابرابر! - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
آن را روزی که یکی را عمیق فهمیدی، یکی را زیادی درک کردی، همان روزیست که گمانت میرود که همزادت را پیدا کردهای، همان وقت است که تمام هم و غمت میشود آن که با او بمانی، خاطرهها میسازی، خوشیها و ناخوشیهایش را توما تحمل میکنی، اما شاید دلیلی برای نماندنت یافته باشی تا به وقت به گل نشستن قایق رابطهات با مر...
امید واقع گرا - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
امیدواری بیش از حد میل به خودویرانگری دارد، آدمی که امید را از مرزهایش بگذراند، یک جا یک روز، ناامیدی هزاربار بدتر از امید بر او غالب میشود. جایی گمان آن را داری که امیدواری و خوشبین بودن تنها خصلت های خوب روی زمین است که آدم ها را میسازد و جایی دیگر در می یابی، هرچیز با واقعیت تلاقی نیابد یک روز یک...
بی معنی شدن حضور - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
از یک جایی به بعد نسبت به رفت و آمد آدم ها بی حس میشوی، دیگر زیاد به تلاطم نمی اندازدت آمدن آدم جدیدی که شاید رفیقت شود، شاید هیچ کس تو هم نشود...از یک جایی آدمی دلتنگی هایش را هم بلد میشود، میداند که با آن ها باید چه کند، برشان میدارد، می اندازدشان وسط بازیافتی که شب به شب میگذاردشان دم در، تا به چ...
آنقدر نبوده ای که دیگر بودنت را چه سود ای عشق... - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
آنقدری دور نشوید از زندگی کسی که خودتان را جمع کرده باشید و برده باشید، که آن وقت کسی از دلتنگیتان خسته شود و دیگر برای نزدیک بودنتان هم با تمام دلزده شدنش، دل آدم پرپر نزند... این ها همه اش نشانه میشود، نشانه هایی که برای آدم هایی که با احساسند، برای آن هایی که زندگی را قبل از زندگی کردن ، احساس می...
حرف تلخ زدن ممنوع! - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
حرف تلخ زدن، آلوده کردن کلام به طعنه وکنایه تنها باعث دوری قلب آدم میشود، از همه آن هایی که ادعایشان رفاقت است، عشق است یا هر چیز دیگری...تا وقتی که کسی مراقب زبانش نباشد تنها تبدیل به یک لولوخرخره ای میشود که هربار که دهانش به گفتار باز میشود همه فرار میکنند...و شاید این فرار بخ بغض و رنجشی عمیق و ...
در حسرت عشقی که محقق نشده ... - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
سخت است وقتی آدمی هر چه تلاش میکند به جای بیشتر نزدیک شدن، دورتر میشود.. روز به روز از آن چه که باید و فکر میکند بیشتر فاصله میگیرد و با خودش فکر میکند حتما رویاهایش واقعی نبوده اند از ابتدا و سخت است آن چه که از آن در حال فاصله گرفتنی عشق باشد...رویاهای دختری نوجوان که آنقدر راجع به عشق خیال و رویا...
هیجانات فروخفته - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
آن اولِ اول نوزده بیست سالگی که تازه دست و پایت را یافتی و داری بیشتر وارد محیط میشوی آنقدر عاشقی، آنقدر هیجان انگیز است همه چیز و شور و احساساتت زنده است که گاهی انرژیت قد بمب اتم میشود، بعد کم کم شیطنتت می خوابد، دوستت دارم های زیادی میشنوی و هربار قلبت تندتر هم که نتپد اما به وجدت می آورد، بعد هی...
در حسرت دو گرش شنوا - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:27
یه وقتای هست تو زندگی که ساکت میشی،حرف نمیزنی،اما شاد هستی،میخندی جلو بقیه،شوخی میکنی و حفظ ظاهر می کنی اما دوس نداری راجع به دل نگرانیات حرف بزنی با کسی،از درون خیلی چیزا هست که دارن اذیتت می کنند،ذهنت پراز اما واگرها و استرس و نگرانیاست اما حرف نمیزنی و فقط یک لبخند تحویل بقیه میدی.اینجور موقعا نه...
حسادت های ناسالم! - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
آن جا که در زندگیت میفهمی که ظاهر زندگی هیچکس را با باطن زندگی خودت مقایسه نکنی، آن جا که دست از رقابت های ناسالم زندگیت بکشی، فرق نمیکند دیگر سن و سالت چقدر است، از همان سن میفهمی سختی ها، شکست های دیگران را به راحتی نمیتوان قضاوت کرد، نمیشود ترازوی برداشت و زندگی درونش گذاشت و وزن کرد موفقیت ها و
عشق و اما عشق - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
عشق واژه ایست که براى هرکس یک جور تعریف میشود، یکی عشقش را تنها همان نیمه گمشده تعبیر میکند و یکى عشق را در تک تک لحظه ها و ثانیه هاى عمرش حس میکند، وقتى درون لبخند مادرش عشق میبیند، در آغوش پدرش گم میشود، در حرف ها و درددل هاى دوستان و رفیقانش روح و روانش را تر وتازه میکند و وقتى با خواهر یا برادر
یکى بیاید قانعم کندتا که وقت رفتن نگذارد بروم - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
دلم میخواست یکى باشد که مرا کوچه کوچه بلد باشد، کسى که هرچقدر هم که من خودم را دست کم بگیرم، هرچقدر هم که گاهى از خودم خسته شوم و دیگر خودم را دوست نداشته باشم، باز هم فکر و ذکرش آن باشد که دوستم داشته باشد، که وقتى من بیش از اندازه فروتنى میکنم و به او بها میدهم هوا و هوس برش ندارد و باز هم برایش
تناسب! - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
میدانى؟ هررابطه اى از یک شناخت عمیق شروع نمیشود اما به یک شناخت عمیق میرسد که اگر دست آخر تناسبى در آن نباشد، طرفین کم مى آورند، نمیتوانند ادامه دهند... مهم است اگر حتى عاشق شده اى، خیالت راحت باشد که این عشق از شناختى آمده که هزار نفر دیگر هم بد او را به تو بگویند تو باز جلوى همه به او افتخار کنى.
آدم ها یکهو نمیروند... - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
آدم ها یکهو نمیروند، هیچ آدمی یکهو تصمیم به رفتن نمیگیرد، که قبل رفتن اتفاقات بسیاری می افتد که یکهو ناامیدش میکند، قصر آرزوها و آمال وامیدش را ویران شده می بیند و می نشیند به جمع کردن چمدان خاطراتش...خاطره روی خاطره میگذارد، درست مثل لباسی که با خودش دل دل میکند به سفر ببرد یا نه ، اما این بار تف
مهربانی بی پایان - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
گاهی آدم ها به روی خودشان نمی آورند، گاهی آنقدر غمگین اند که نمیتوانند در چهره شان پنهان کنند، اما کسانی را در زندگی دارند که خطرشان آنقدر عزیز است که خودشان را شاد و خوشحال نشان می دهند، خودشان را بیخیال عالم نشان میدهند تا عزیزترین هایشان حالشان خوب بماند، تا کسی را نگران نکنند، تا کسی را ناراحت
از ملزومات ابتدایی پیش از رابطه! - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
مهم آن است که قبل از آن که با کسی رابطه ای داشته باشی، بدانی از زندگیت چه میخواهی، از سلامت روح و روانت مطمئن باشی، خودت را لایق محبت کردن و محبت دیدن بدانی و با نهایت احترام رفتار کردن را بلد باشی...مهم است که قبل از آن که کسی را درگیر زندگیت کنی، با خودت همه مسایل را حل کرده باشی، بدانی که میتوان
رهایش کن... - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
گاه باید آدم ها را رها کرد به حال خودشان، زیادی به پروپایشان نپیچید، احوالشان را نپرسید و در حقشان مهرو محبتی نکرد...آن وقت است که میگذاری کمی آزاد و رها به حال خودشان باشند، کلافه شان نمیکنی و اجازه میدهی اندکی دلتنگت شوند...گاه پرسه زدن زیاد در زندگی کسی جز دور شدنش از تو ره به جایی نمیبرد...بگذا
تنهایی همیشگی ام - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 18:28
آدمی که دیگر از تنهایی نمی ترسد، آدم شجاعی نیست...فقط تنها مدتی طولانی آنقدر تنها مانده است و با تنهایی اش سر وکله زده است که دیگر میدانی چطور با خودش کنار بیاید...بگذار تا جور دیگری بگویم، خودش را کوچه کوچه بلد شده است، تنهایی هایش را صبوری کرده، کلافگی هایش را حوصله کرده و چون سالی که میداند هر ف

برچسب‌های محبوب

نامهربان من کو | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | پست ترین آدم | یک نفر | مرسی خدایا | لبخند بزن | نگاه زیبا | چه زود گذشت | کوه یخ | گاهی چه ساده