نفس تنگی یاد! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
هرچقدر هم که رابطه ای بد بوده باشد، هرچقدر هم که یک دوستی تباه باشد، هرقدری هم که دو آدم نتوانند همدیگر را تحمل کنند و در یک رابطه عاطفی دوستانه یا عاشقانه دوام بیاورند، آخرش قسمتی از وجود هر آدمی هست که درون طرف مقابلش جا می ماند، ته نشین میشود...اصلا ته دل هر کسی، تعدادی آدم زندگی میکنند، قسمت های...
دنیای این روزای من... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
حواشی زندگی هرچه باشد، پر سر و صدا، ساکت ، پر رفت و آمد و شلوغ یا خلوت اما متن زندگیت گاهی سیاه و سفید میشود، با یک موسیقی غمگین و لایت که دلت هرلحظه اش میگیرد...زندگیت که سیاه و سفید بشود انگار وجودت در این دنیا نباشد، شاید بخشی از همان آهنگ خواجه امیری که میگوید "شاید مردم، حواسم نیست" را به یادت ...
پیله تنهاییم... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
گاهی در زندگی آدم اتفاقاتی می افتد که هیچکس مرهمش نیست جز خداوند، هیچکس حرفش را نمیفهمد، هیچکس نمیتواند کمکی کند جز آدمی به آدمی خودش. گاهی در قمار زندگی خودش را می بازد، احساسش را، زندگیش را، عواطف قشنگش را به هیچ می بازد...این وسط هیچکس نه میتواند حرفی بزند، نه میتواند مرهمی باشد، نه کمک دهنده ای....
دلتنگم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
دلم صراحی لبریز دلتنگیست تمام ثانیه ها پرز دلتنگیست تمام روز بی قراری و دلتنگیست تمام قلب من اسیر دلتنگیست فاطمه
معجزه اینه امین رستمی موسیقی بی ربط اما قشنگ متن لحظه ها - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
نگات ، غم توی چشات ، حالت خنده هات ، دوست دارم هوا یه وقتا گریه ها ، که می میرم برات ، دوست دارم قلبم پر از عشق توئه معجزه اینه آغوش تو آروم ترین جای زمینه مثل قدیما با نگات دلم میلرزه هنوزم این چشما به یه دنیا می ارزه همه چی داره دوباره تورو یاد من میاره مگه می شه تو نباشی و نم بارون بباره تو دلم ی...
عبور از خود - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
باید مراقب باشی که یک جا از خودت عبور نکنی. آدم ها گاهی برای رسیدن به دیگری، گاهی هم به خیال رسیدن به آرزوها و رویاهایشان، و گاهی هم در وهم انتخاب یک مسیر درست از خودشان هم عبور میکنند، آن وقت اگر بازگشتی به عقب بزنند و بخواهند مرور کنند، دیگر خودشان را نمی شناسند و انگار در یک لحظه خودشان با خودشان...
چه زود گذشت.... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
این روزهایی که میگذرند لحظاتی هست که من از آن ها عبور میکنم و اما آن ها از من نمیگذرند. لحظاتی هست که خودم را در نوزده بیست سالگی پیدا میکنم،روزهایی که گاهی برای فراموش کردن آدم هایش یا خاطراتش تلاش میکردم، آدم هایی که دوستشان داشتم و اما نفهمیدم چه شد که یکهو، بی هوا خط خوردند، خط خوردیم و اما این ...
حفره خالی قلب - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
از یک جایی در زندگی تمام آدم ها منطق آنقدر غالب میشود که حرفی از احساس به میان نمی آید ...آدمی غافل میشود از آن که احساس هست، آدم تا وقتی زنده هست احساسش زنده است ، آن وقت است که برای پرکردن حفره خالی زندگیت میروی سراغ کار...آنقدر درگیر میکنی خودت را، سرت را شلوغ میکنی که خاموش بودن احساست حس نشود، ...
بالغانه! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
از دید من آدمی که قهر میکند هنوز به بلوغ عاطفی نرسیده، آدمی که نمیداند هنوز باید برای رفع مشکلاتش، برای رفع دلخوری ها، برای برطرف کردن نگرانی ها و ناراحتی هایش باید حرف بزند هنوز بزرگ نشده است...از دید من آدمی که هنوز نمیداند درست از زندگیش چه چیز میخواهد و چه چیز نمیخواهد و اصلا چه چیز در زندگی نار...
ساکتانه - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
سکوت گاهی از صبوری زیاد نیست، گاهی سکوت میکنی چرا که حرفی برای گفتن نمانده، چرا که از بس حرف زدی و نتیجه نگرفتی خسته شده ای...سکوت گاهی از شلوغی ذهن است، از بس توی سرت یکی فریاد میزند و اما میداند که فریادش بی نتیجه است. سکوت گاهی مناسب ترین پاسخت میشود در قبال رفتارهایی که میدانی دلت نمیخواهد ببینی...
یک رفتن و تکرار مکررات - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
همه آدم ها باید یک نفر را در زندگیشان داشته باشند، که با رفتنش باورشان بشود که نمی میرند، که زندگی تمام نمیشود، که زندگی جریان دارد، حتی با رفتن آدم ها، حتی با جداشدنت از آدم هایی که برایت خیلی عزیز هستند. مهم است که آدم روزهایی را در زندگی لمس کرده باشد، درک کرده باشد که هربار با رفتن یکی نترسد، وه...
شعور احساسی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
میدانی؟ این که آدمی در زندگیش شعور احساسیش بالا باشد، ان که آدمی بتواند دیگر آدم ها را درک کند، خودش را جای آن ها بگذارد ولحظه ای شادی و غم دیگران را درک کند و بفهمد...بالاخره نمیشود آدمی را مجبور کرد که تو را درک کنند، بفهمند، اما همین که آدم در زندگیش کسانی را داشته باشد که شعور احساسی بالا دارند،...
ماهی طورانه - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
گاهی آدمی فکر میکند مسیری را انتخاب کرده که اشتباه بوده و مقصر اصلیش خودش بوده.تا زمانی هم که خودت را نبخشی هیچ اتفاقی پیش نخواهد آمد...اما آدم ها همه برای گرفتن انتقام از زندگیشان یک راه را انتخاب میکنند، یکی به آدم های دیگر معتاد میشود و از آن ها کمک میگیرد، گاهی خودش را از دایره زندگی میکشد بیرون...
رو به جلو - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
صحنه زندگی اینطور است که نه راه پس داری ونه راه پیش...باید جلو بروی، باید آنقدر شجاع باشی که در مسیر زندگیت قدم هایت رو به جلو باشد همیشه، پشت سرت هرچه هست و نیست را بگذاری و جلو بروی...من هم تصمیم گرفتم که به پشت سرنگاه نکنم و مسیر درستی را انتخاب کنم و جلو بروم..
تو سینهاش جان جان جان… - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
شما جدی نگیرید نیمی از قلبم با من نیستاگر حرف از سرما میزنم احمدرضا احمدییک نفر، توی هر آدمی نشسته. یک نفر برای اینکه دلش تنگ شود، برای اینکه ذوق کند، بترسد، بخواهد و بهانه بگیرد. زنی، تمام روز در من مچاله میشود. سکوت میکند و جمع میشود توی خودش. و من تمام شب را تا صبح با حوصله و آهسته از هم بازش میک...
ملخهای دیوانه - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
مگر میشود از این همه آدم یکی تو نباشیرسول یونان خواستن، مانند ملخ است. ملخها، تنها حمله نمیکنند. دسته جمعی هجوم میآورند به مزارع. پاهایشان را روی بالهایشان میسایند و آشوب کنان همه جا پخش میشوند. همه چیز را میجوند و نابود میکنند و ناگهان میروند. مزرعه، بعد از رفتن ملخها، دیگر مزرعه نیست؛ ویرانهای ساک...
از زلزله و عشق خبر کس ندهد، آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای* - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:49
عشق مثل زلزله است ، تا قبلش زندگی خوب است، همه چیز در معمولی ترین حالت خود است، امان از روزی که یک زلزله به خانه دلت بخورد، خشت به خشت دلت فرو میریزد و از بعدش ویرانه های دلت را سکوت مرگ آور وحشت آوری فرا میگیرد...اگر به داد دلت نرسی، یکی زیر آوار می ماند، زنده نمیشود، می میرد چیزی درونت بی آن که فه...
من از این مردم میترسم... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:48
من از این مردم میترسم...مردمی که اینقدر برای یک قرون پول همدیگر را تا سرحد مرگ شکنجه میکنند، آدم هایی که مهر و عطوفت و مهربانی از بینشان رفته ، از مردمی که ریا ودروغ ریشه شان را برباد داده. مردمی که به خیال خودشان پاک ترینند روی زمین اما خیانت میکنند در حق هم، در حق مهربانی هم، در حق تعهداتشان به هم...
زمان این شاهد قتل! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:48
شاید که تو به گذشته ات وفادار نمانی...اما گذشته به تو خوب وفادار می ماند.همیشه همینطور است، یک مشت خاطرات هی توی سرت می کوبد، می آید و می رود ، تاریکخانه ذهنت میشود محل عبور و مرورشان ، ان وقت است که میفهمی گذشته ودلتنگی دویار وفادار دیروز و امروزند که تا همیشه وفاداریشان به تو باقی می ماند. آن وقت ...
در آستانه احتکار - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:48
آدم ها یک روز از حرف زدن خسته میشوند، از عرضه خود واقعیشان در ازای هیچ دیگران دست میکشند و میروند توی خودشان.بار وبندیل میبندند و سفر میکنند به غاری عمیق درون خودشان. آدم ها خودشان را احتکار میکنند تا به وقتش بتوانند برای همان هایی که باید آنقدر حرف بزنند، آنقدر از دنیایشان بگویند که همانقدر هم ارزش...

برچسب‌های محبوب

نامهربان من کو | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | پست ترین آدم | یک نفر | مرسی خدایا | لبخند بزن | نگاه زیبا | چه زود گذشت | کوه یخ | گاهی چه ساده