خرید بک لینک

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما که این سو پیرمردی با سپیدی های مو

و هزاران بار مردن ، رنج بردن

با خمی در قامت از این راه دشوار

که این سو دستها خشکیده ، دل مرده

با ظاهر خنده ای بر لب

و گاهی حرفهای پیچ در پیچ و هم پیچ

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما

که آن سو نازنینی غنچه ای شاداب

و صدها آرزو بر دل و گهواره ای عشقی

که چندی بیش نیست شاید

و از بازیچه بودن ، سخت بیزار است

وای بر من گر تو آن گم کرده ای باشی

که بس دور است بین ما

و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است...


مسعود فرمنش

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

صفحه بندی