خرید بک لینک

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

این تاول و تبخال و دهان سوختگیها

از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی

از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی

ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی

یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟

یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟

هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم

بر گونهی سرخابیات افتاد خراشی

از شوق همآغوشی و از حسرت دیدار

بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی

حامد عسکری

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی